لطفا صبر کنید ...

شما تنها یک قدم تا تنظیم وصیت نامه آنلاین و رایگان خود فاصله دارید. برای شروع اینجا کلیک کنید

مولانا و شمس چگونه با مقوله مرگ روبرو می شوند؟
دسته بندی: مقالات ، تاریخ انتشار: 1400/08/18 ، آخرین بروزرسانی: 1400/08/20
بازگشت به صفحه قبل بازگشت به لیست مطالب پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در توییتر بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم کپی لینک این صفحه 
 


جلال الدین محمد بلخی (6 ربیع الاول 604 – 5 جمادی الثانی 672 هجری قمری) (15 مهر 586 – 4 دی 652 هجری شمسی) معروف به مولانا، مولوی و رومی، شاعر پارسی گوی ایرانی است . نام کامل وی «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می شده است. در قرن های بعد (ظاهراً از قرن 9) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

شنیدن کلام، عبارات و اشارات مولانا و شمس به قول مولانا روح نویی است در تن الفاظ کهن، سخنانی که همچون آبی از دریای عشق جانبخش است. «دشمن خویشیم و یار آن که ما را می کشد» شاید فقط مولانا باشد که بتواند غزلی به ردیف بکشد که از مردن بگوید که شاد و طربناک باشد و واژه هایی مانند شهد و حلوا بیاورد و یا این قسم توصیف ها که «شربت مرگ چو در قدح من ریزی» این که مرگ را این گونه توصیف و تصویر می کند مانند کودکی که در آغوش مادر آرام می گیرد. مثل شربتی که در قدحی ریخته می شود، و به تعبیر مولانا او بر آن قدح بوسه می زند و می میرد. مرگ فقط آیینه ای است که ما سیمای زیست مان را در آن می بینیم.

Untitled.png



 همین حالا در «وصیت ساز» عضو شوید و وصیت نامه خود را آنلاین و رایگان تنظیم کنید. برای شروع اینجا کلیک کنید.

مولانا با صلح و سرور با مرگ روبه رو می شود

در زندگی نامه های مولانا روایاتی وجود دارد از آخرین روزهای زندگی و این که چگونه وقتی به استقبال مرگ می رفت کسانی که به عیادت او می آمدند با کلامی از سوی او روبه رو می شدند که برایشان نامانوس بود. این که چگونه کسانی همچون مولانا با صلح و سرور، بی تشویش، با مرگ روبه رو می شوند، حقیقتاً یکی از وجوه خیلی عبرت آموز زندگی این افراد است. این که مرگ برای بزرگان سیمای زشت و مخوفی ندارد، این که آن ها در رویارویی با مرگ، سیمای زشتی نمی بینند، اشاراتی که در کلام مولانا و هم چنین، شمس وجود دارد. یکی از عالی ترین تعابیر والای شمس و مولانا این است که مرگ فقط آیینه ای است که ما سیمای زیستنمان را در آن می بینیم.


مرگ به خودی خود نه زشت است و نه زیبا، بلکه همچون آیینه ای است که پیش روی ما آشکار می شود و فرد به تعبیری سیمای جان خود یا آن چه را در این جهان زیسته به تماشا می نشیند. سخن شمس این است: «اکنون این مرگ آیینه ای است روشن، تا تو در این آیینه نظر کنی.» سپس یک توصیه بسیار خوب می کند: «در هر کاری و هر حالی که مردد باشی میان دو کار، در این آیینه بنگر، که از آن دو کار کدام یک مرگ را سزاوارتر است، آن را برگیر» این که مرگ یک آیینه است و یا به مثابه یک تراز و ترازو مرگ را برگیرد و وقتی مردد است میان دو انتخاب، در این آیینه نظر کند که از این دو کدام یک در هنگام مرگ برای آدمی خوش تر است و خشنودی و رضایت بیشتری دارد. شمس می گوید: «به این معنا، مرگ می تواند به آدمی کمک کند تا در بزنگاه هایی از زندگی، از مرگ مانند یک آموزگار و تراز و ترازو، مدد بگیرد.»


عین این تعابیر در سخنان مولانا هم وجود دارد. مانند: «مرگ هرکس ای پسر هم رنگ اوست» این که برای تو مرگ مخوف جلوه می کند، خودش سیمایی ندارد، بلکه آدمی سیمای خود را در آن نظر می کند. در جایی دیگر می گوید: «کار آن کار است ای مشتاق مست» کاری درست است که اگر در هنگام آن مرگت برسد، برایت خوش باشد و نشانه ی صدق ایمان فرد این است که مرگ آن تلخی و مهابت اش را برای آدمی از دست بدهد. در سخن شمس اشاره به این معنا است که هرچه آدمی تقرب بیشتری می یابد و به غایت نهایی خود نزدیک تر می شود، مرگ، برای او کمتر ترسناک است.


سخن تامل انگیز شمس درباره معنای مرگ آگاهی

در کتاب مقالات آمده است: «اگر او مرادها در آن عالم دیدی مشتاق رفتن بودی به آن عالم. پس آن مرگ، مرگ نبودی بلکه زندگی بودی پس نقل دگر بود و مرگ دگر. مثلاً اگر تو در خانه ای تاریک باشی و تنگ، نتوانی تفرج کردن روشنایی را در او، و نتوانی پای دراز کنی، نقل کردی از آن خانه به خانه ی بزرگ و سرای بزرگ که در او بستان باشد و آب روان، آن را مرگ نگویند.»


شمس دو سخن در کتاب مقالات دارد که خالی از طنز و تعریضی نیست اما در پیوند با معنای مرگ آگاهی مولانا و شمس و تامل برانگیز است. می گوید: «یکی می گریست که برادرم را کشتند تتاران، دانشمند بود گفتم که اگر دانش داری دانی که تتار او را به زخم شمشیر زنده ی ابد کرد. الا مردگان و واعظان مرده آن زندگی را چه دانند؟ بر سر تخت برآیند، نوحه آغاز کنند، یکی از زندان بجست بر او بباید گریست که دریغ! چرا جست از این زندان؟ زندان را تتاران سوراخ کرده اند یا سبب دیگر او برون جست تو می گریی که دریغ آن تیر بر آن دیوار زندان چرا زدند بر آن سنگ چرا زدند دریغ نیامدشان آن مرمر لطیف یا کُنده ای بر پای او بود، بریدند، او جست. تو فریاد می کنی و بر سر و روی می زنی و می گریی که دریغ آن کنده چرا بریدند. یا قفس شکستند، تو می زاری که آن قفس چرا شکستند که آن مرغ رهایی یافت؟» عین این تصاویر در شعر مولانا هم وجود دارد. مرگ هم چون شکستن قفس است. مرگ هم چون کنده ای که برپای یک زندانی هست گسیخته شود. در غزل مشهور مولوی درباره ی شهیدان کربلا عین همین سخنان شمس به چشم می خورد.


غیر از این تعابیر، شمس از کسی به نام «شمس خویی» یاد می کند و کسی را دیدم که مصیبت خاندان پیامبر داشت، می گوید: «خجندی می گوید مصیبت خاندان می دارم! مصیبت خود را فراموش کرده است. هم چنین یاد می کند از شهاب هریوه که درباره ی مرگ می گفت: مرگ برِ من همچنین است که بر پشت شخص ضعیف جوال گران نهاده باشند، اعوانان به ظلم و بر کوه بلند می رود به هزار جان کندن. کسی بیاید و ریسمان آن جوال را که بر گردن او بسته اند، فروبرد تا جوال از پشت او فروافتد چون سبک شود و خلاص یابد و جانش تازه شود.


در فهم سخنان مولانا شاید هیچ منبعی بهتر از مقالات شمس نباشد و در فهم کتاب شمس شاید هیچ متنی بهتر از شعر مولانا نباشد. در حیطه الهیات و خداشناسی، شمس چه ها گفته و چگونه ما می توانیم طنین این سخنان را در کلام مولانا بیابیم. شمس می گوید که خدای زنده داریم تا چه کنیم خدای مرده را! المعنی هو الله. عهد خدا فاسد نشود. این که معنی خداست سخن بسیار عمیقی است در آموزه های عرفانی خدا معنایی است که در فراسوی این صورت های عالم یافت می شود.


منابع اصلی :ویکی پدیا و خبرگزاری مهر [لینک]





تبلیغات و آگهی ها


«شجره ساز» نام اولین و تنها سرویس فارسی زبان برای ساخت شجره نامه های برخط برای ایرانیان است. شما در وب سایت و اپلیکیشن موبایل «شجره ساز» میتوانید به ر...

انجمن حمایت از حیوانات و طبیعت «مای ملو» از پیشگامان دیجیتال در حوزه حمایت از حیوانات و طبیعت است. شما می توانید در این تشکل رایگان، حیوان خانگی خود ر...

حمایت از موجودات زنده جزیی از وظایف انسانی ما است ولی بسیاری از ما تنها به جنبه مادی آن توجه میکنیم. وب سایت «مای ملو» از آن دسته سرویس هایی است که از...